وقتی همه خوابند
عاشقانههای آرام یک تازهمادر
۱۳۸۹ اسفند ۷, شنبه
چشمها را میبندم و مزه دستهای گرمت میآید روی زبانم
اگر روزی پیر و فرتوت و ازکارافتاده شدم، تو هم پاهای یخکردهی من را توی دستهات میگیری هاء بکنی؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر